محمد حسينى همدانى نجفى
44
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
او باشد جزء ذات و ذاتيات و معلومات او شده در عالم برزخ همه معلومات و خاطرات كه جزء سيرت روح است به آنها بطور حضورى احاطه خواهد داشت نه بطور حصولى كه قابل فراموش و عدم توجه است و يا ارتسامى و حلولى كه زوال پذير است هر يك از افراد بشر بهويت شخصيه او كه بالذات مستمر از غير است در نشئات برزخ و قيامت باقى خواهد بود و انانيت و شخصيت خود را درك مىنمايد ولى ساير قواى نفسانى آن مانند باصره و سامعه و ساير حواس ظاهرى چون در دنيا استقلال وجودى نداشتهاند بلكه وجود رابطى و غير مدرك لذاته بودهاند مثلا قوه باصره هويت مستقل نداشته غير قوه سامعه بدين جهت هرگز هيچ يك از حواس ظاهرى ذات خود را درك نمىنمود بلكه نفس و روان عاقله است كه هويت و حقيقت خود را درك مىنمايد و بتبع همه حواس خود را درك مىنمود و به آنها احاطه داشته است از اين جهت نفس و روان در نشئات برزخ و قيامت باقى بوده و قائم بذات و رابطه آن بآفريدگار جهان خواهد بود و ساير قواى ظاهرى باقى بوده ببقاء روان نه بطور استقلال . خلاصه هر يك از حواس ظاهرى كه وجود مستقل نداشته و ذات خود را درك نمىنمودند به نشأه برزخ و قيامت بهويت شخصيت خود انتقال نخواهد يافت بلكه بتبع روح كه قيوم آنها است خواهند بود و همه اعضاء آن نيز روحانى خواهد بود . هم چنان روح اهل ايمان مانند شعاع خورشيد ارتباط كامل دارند با حريم قدس كبريائى . بر حسب آيه كريمه أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى نفوس بشرى مورد خطاب قرار گرفته و قيام بپاسخ به پيشگاه كبريائى نموده استفاده مىشود از نظر اينكه نيروى عاقله و تعقل كليات است حى و ابدى و فناء ناپذير خواهد بود از اين نظر قبل از تعلق به بدن غريزى و تنزل از مقام قدس عوالمى را پشت سر نهاده از